سؤال خوبی هست. “متاورس” در حال حاضر یک کلیدواژه اصلی در دنیای فناوری، تجارت و امور مالی است و مانند همه کلمات کلیدی تعریف آن مبهم است، بحث برانگیز است و با جاه‌طلبی‌های افرادی که از آن استفاده می‌کنند شکل گرفته است. در اینجا یک چیزی است که می‌توانیم با اطمینان بگوییم: این اصطلاح توسط نیل استفنسون در رمانش در سال ۱۹۹۲ به نام Snow Crash ابداع شد تا دنیای مجازی را توصیف کند که در آینده تصوری‌اش به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد، یک دیستوپی قرن ۲۱٫ در Snow Crash، متاورس یک دنیای واقعیت مجازی است که به‌عنوان بازاری در محاصره سیاره‌ای به تصویر کشیده می‌شود که در آن املاک و مستغلات مجازی می‌توانند خرید و فروش شوند، و در آن کاربران عینک واقعیت مجازی در آواتارهای سه‌بعدی زندگی می‌کنند که شکل آنها آزادی انتخاب است.

جلد شومیز فیلم تصادف برفی نیل استفنسون کتاب های بروس جنسن/بانتام این سه عنصر – رابط VR، مالکیت دیجیتال، و آواتارها – هنوز در مفاهیم فعلی متاورس برجسته هستند. اما هیچ کدام از آنها در واقع برای این ایده ضروری نیستند. در گسترده‌ترین اصطلاح، متاورس به عنوان یک فضای مجازی گرافیکی غنی، با درجاتی از واقعیت درک می‌شود، که در آن افراد می‌توانند کار کنند، بازی کنند، خرید کنند، معاشرت کنند – به طور خلاصه، کارهایی را که انسان‌ها دوست دارند با هم در زندگی واقعی انجام دهند (یا شاید بیشتر به این نقطه، در اینترنت).

طرفداران متاورس اغلب بر مفهوم “حضور” به عنوان یک عامل تعیین کننده تمرکز می کنند: احساس اینکه واقعاً آنجا هستید و احساس می کنید که افراد دیگر واقعاً در کنار شما هستند. مسلماً این نسخه از متاورس قبلاً در قالب بازی های ویدیویی وجود دارد. اما تعریف دیگری از متاوره وجود دارد که فراتر از دنیای مجازی است که ما می شناسیم. این تعریف در واقع به هیچ وجه متاورز را توصیف نمی کند، اما توضیح می دهد که چرا همه فکر می کنند آنقدر مهم است. این تعریف در مورد چشم اندازی برای آینده یا یک فناوری جدید نیست. در عوض، به گذشته و به فناوری‌های رایج اینترنت و تلفن‌های هوشمند نگاه می‌کند و فرض می‌کند که برای جایگزینی آن‌ها، اختراع متاورس ضروری است.

متیو بال، سرمایه‌دار با نفوذ، که مطالب زیادی در مورد متاورس نوشته است، آن را به عنوان «نوعی جانشین اینترنت موبایل» توصیف می‌کند. (مارک زاکربرگ، که سال گذشته نام متا را به شرکت خود فیس بوک داد و گفت که متاورس تمرکز آن خواهد بود، از عبارت تقریباً یکسانی استفاده کرده است؛ واضح است که مقالات بال تأثیر زیادی بر تفکر سیلیکون ولی دارند.) به یاد داشته باشید زمانی که گوشی‌های هوشمند تکنولوژی را متحول کردند، اقتصاد و خود جامعه؟ انتظار می رود که متاورس یک حوضه آبخیز معادل باشد، و بسیاری از کسب و کارها می خواهند از آن جلوتر باشند. در دیدگاه بال چیزهای زیادی برای به چالش کشیدن وجود دارد، اما بزرگ‌ترین آنها پیشنهاد او است مبنی بر اینکه متاورس یک شبکه واحد خواهد بود، به همان اندازه که اینترنت اکنون باز، به هم پیوسته و قابل همکاری است. این یک سوال بسیار بزرگ است. اما ما از خودمان جلوتر می رویم.

آیا متاورس جدید است؟

به طور خلاصه: نه. ما قبلاً ثابت کرده‌ایم که این اصطلاح ۳۰ سال است که وجود دارد و نه فقط به شکل تخیلی. برای مدتی طولانی بخشی از چشم انداز شرکت ها از آینده را تشکیل می دهد. در طول اولین رونق واقعیت مجازی در دهه ۹۰، خواربار فروشی زنجیره‌ای بریتانیا Sainsbury یک نسخه نمایشی خرید VR را گردآوری کرد که به طرز وحشتناکی شبیه به ویدیویی است که والمارت در سال ۲۰۱۷ ساخته بود. فراتر از آثار بازاریابی و نمایش‌های اثبات مفهوم، جهان‌های مجازی متاورز مانند تقریباً به اندازه همتایان خیالی خود وجود داشته‌اند. مطالب تبلیغاتی در مورد افرادی که در متاورس ازدواج می کنند، آهی از شناسایی را از سوی هر کسی که در چند دهه گذشته بازی های آنلاین را دنبال کرده است، برانگیزد. یکی از معروف‌ترین جهان‌های مجازی و شاید نزدیک‌ترین دنیای مجازی به ایده‌آل متاورس، Second Life است، یک «پلت‌فرم چندرسانه‌ای آنلاین» که در سال ۲۰۰۳ راه‌اندازی شد.

آیا متاورس جدید است؟

محصولات برتر فالوور: خرید فالوور ارزان و خرید لایک ارزان

Second Life بیشتر شبیه یک بازی نقش‌آفرینی آنلاین و چندنفره در اوایل دهه ۱۹۰۰ است، مانند World of Warcraft، فقط با تمام بازی‌ها: مبارزه، ماموریت‌ها، داستان‌ها، پاداش‌ها. بسیاری از نقش‌هایی که برای متاورس آینده تصور می‌شد را ایفا می‌کند، و این کار را از زمان راه‌اندازی خود انجام داده است. کاربران در آواتارها مجسم می شوند و در فضاهای مجازی با یکدیگر معاشرت می کنند. آن‌ها از نسخه‌های مجازی تجربیات دنیای واقعی، از جلسات کاری گرفته تا باشگاه لذت می‌برند. کاربران می توانند محتوا و خدمات خود را ایجاد کنند و با یکدیگر تجارت کنند. یک اقتصاد مجازی با ارز مخصوص به خود وجود دارد که می توان آن را با ارز دنیای واقعی مبادله کرد. زندگی دوم تقریباً یک فراواژه کتاب درسی است، تا جایی که چنین چیزی وجود دارد. آواتارها در سالن مرکزی PlayStation Home ملاقات می کنند.

پلی استیشن هوم. یکی دیگر از نمونه های قابل توجه اما فراموش شده متاورس اولیه PlayStation Home بود. مرکز اجتماعی مجازی سونی برای پلی استیشن ۳ در سال ۲۰۰۸ راه اندازی شد و در سال ۲۰۱۵ بسته شد تا جامعه کوچکش را ناراحت کند. به جایی نرسید و برای یک کاربر معمولی کاملاً بی‌معنی به نظر می‌رسید، اما نمونه جالبی از این است که یک متاورس بسیار سازمان‌یافته – برخلاف زندگی دوم زندگی آنارشیک و جامعه محور – ممکن است به نظر برسد. تبلیغات و فرصت های خرید یک طرفه زیادی را در خود داشت و کار زیادی برای انجام دادن نداشت. از قرار گرفتن درست در کنار دنیای مجازی بسیار غنی تر و سرگرم کننده تر، یعنی خود بازی ها، در رابط PS3 شما رنج می برد. اما آینده نگری تمیز، سبک آرمان‌گرایانه و آرمان‌شهری سبک هنری آن به وضوح نمایش‌دهنده متاورس اخیر زاکربرگ را نشان می‌دهد. این همان چیزی است که شرکت ها فکر می کنند رویاهای ما به نظر می رسد. واقعیت، البته، احتمالاً به زندگی نامرتب و گاهی کثیف Second Life نزدیک‌تر است. به انسان ها این فرصت را بدهید که دنیایی بدون محدودیت بسازند و آنها یا فرصتی برای برندسازی پیدا می کنند یا سیاه چال فتیش. این باید به عنوان یک هشدار برای معماران آینده متاوره یا یک فرصت باشد.

صحبت راجع به متاورس

بخوانید: مالک توییچ کیست؟

چرا همه راجع به متاورس صحبت می کنند؟

چند عامل وجود دارد که آن را به خط مقدم تفکر صنعت فناوری در چند سال گذشته تبدیل کرده است. یکی این است که چند فن‌آوری که با چشم‌اندازهای متاورژن مرتبط است، به بلوغ رسیده‌اند. واقعیت مجازی که اولین گام‌های متزلزل خود را در دهه ۹۰ و زمانی که استفنسون Snow Crash را نوشت، در حال برداشتن بود، اکنون به واقعیت تبدیل شده است. هدست های تجاری موجود با کیفیت مناسب، از جمله دستگاه های بی سیم مستقل مانند Quest وجود دارد. خرید Oculus توسط فیس بوک در سال ۲۰۱۴ نشانه اولیه ای بود از اینکه زاکربرگ فکر می کرد تجارتش به کجا می رود. دیگری بلاک چین است، فناوری به سختی قابل درک و پر انرژی که ارزهای دیجیتال و NFT را ممکن کرده است. NFTها، که در طی یک سال گذشته به یک وسواس برای علاقه مندان به رمزارز، فروشندگان روغن مار، مدیران پیشنهادی و (به طرز عجیبی) برخی از بخش‌های دنیای هنر تبدیل شده‌اند، می‌توانند مالکیت اقلام مجازی و املاک و مستغلات را در متاورس ممکن کنند.

لازم به ذکر است که می‌توان «مالک» و حتی مبادله اقلام مجازی را در بسیاری از بازی‌ها و فضاهای مجازی، از جمله Second Life، بدون استفاده از بلاک چین انجام داد – اما این مالکیت بسیار ضعیف است و معمولاً منوط به قرارداد مجوز است. NFT ها روش های متفاوت (اما به طور مشابه ضعیف) برای اثبات مالکیت ارائه می دهند. صرف نظر از این، منحصربه‌فرد بودن و قابل حمل بودن NFTها طرفداران متارورس را هیجان زده کرده است. به همان اندازه که عامل مهمی در روند متاورس است، همه‌گیری کروناویروس است که سبک زندگی را در سراسر کره زمین تغییر داده است.

با توجه به اینکه افرادی که مدت زیادی را برای کار در جلسات Zoom سپری می کنند، و با افزایش استفاده از بازی های ویدئویی که مردم به دنبال ورود به محیط های رنگارنگ و هیجان انگیزتر هستند بدون اینکه آسایش و امنیت خانه خود را ترک کنند، طبیعی است که شرکت های فناوری به دنبال راه هایی برای سرمایه گذاری باشند. وضعیت با پل زدن این دو نیاز است. اواخر سال ۲۰۲۱، تغییر نام فیس بوک و بیانیه مأموریت متاورز متمرکز آن، این قرارداد را امضا کرد. از آن زمان، این اصطلاح با افزایش همه جانبه – حداقل در دنیای تجارت – ظاهر شد. دنیای حکومت و سیاست ممکن است مدتی طول بکشد تا به عقب برسند، زیرا تمرکز آن بر چگونگی مهار قدرت فناوری بزرگ در اینجا و اکنون و همچنین چگونگی کاهش اثرات مخرب رسانه های اجتماعی بر جامعه واقعی است – که همچنان ادامه دارد. یک چیز باشد حوصله سر بر!

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]